سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو
چون عمر محتسبی دادکنی این جا کو
۱چه حدیث است ز عثمان عمرم مستتر است
و آن دگر را که رئیس است نگویم تو بگو
۲مست دیدی که شکوفه اش همه در است و عقیق
بادهای کو چو اویس قرنی دارد بو
۳ای بسا فکرت باریک که چون موی شدهست
وز سر زلف خوش یار ندارد سر مو
۴مست فکرت دگر و مستی عشرت دگر است
قطرهای این کند آنکه نکند زان دو سبو
۵بس کن و دفتر گفتار در این جو افکن
بر لب جوی حیل تخته منه جامه مشو
۶