عشق بین با عاشقان آمیخته
روح بین با خاکدان آمیخته
۱چند بینی این و آن و نیک و بد
بنگر آخر این و آن آمیخته
۲چند گویی بینشان و بانشان
بینشان بین با نشان آمیخته
۳چند گویی این جهان و آن جهان
آن جهان بین وین جهان آمیخته
۴دل چو شاه آمد زبان چون ترجمان
شاه بین با ترجمان آمیخته
۵اندرآمیزید زیرا بهر ماست
این زمین با آسمان آمیخته
۶آب و آتش بین و خاک و باد را
دشمنان چون دوستان آمیخته
۷گرگ و میش و شیر و آهو چار ضد
از نهیب قهرمان آمیخته
۸آن چنان شاهی نگر کز لطف او
خار و گل در گلستان آمیخته
۹آن چنان ابری نگر کز فیض او
آب چندین ناودان آمیخته
۱۰اتحاد اندر اثر بین و بدان
نوبهار و مهرگان آمیخته
۱۱گرچه کژبازند و ضدانند لیک
همچو تیرند و کمان آمیخته
۱۲قند خا خاموش باش و حیف دان
قند و پند اندر دهان آمیخته
۱۳شمس تبریزی همیروید ز دل
کس نباشد آن چنان آمیخته
۱۴