ای پرده در پرده بنگر که چهها کردی
دل بردی و جان بردی این جا چه رها کردی
۱خورشید جهانی تو سلطان شهانی تو
بیهوشی جانی تو گیرم که جفا کردی
۲هم عاقبت ای سلطان بردی همه را مهمان
در بخشش و در احسان حاجات روا کردی
۳هر سنگ که بگرفتی لعل و گهرش کردی
هر پشه که پروردی صد همچو هما کردی
۴یک طایفه را ای جان منشور خطا دادی
یک قافله را ناگه اصحاب صفا کردی
۵آثار فلکها را اجزای زمین کردی
اجزای زمینها را در لطف سما کردی
۶پس من ز چه بشناسم از چرخ زمینها را
چون قاعده بشکستی وز درد دوا کردی
۷