غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۲۸ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

آنچه در سینه نهان می‌داری

درنیابند تو می‌پنداری؟!

۱

خفته پنداشته‌ای دل‌ها را

که خدایت دهدا بیداری

۲

هر درخت آنچه که دارد در دل

آن بدیده‌ست گلی یا خاری

۳

ای چو خفاش نهان گشته ز روز

تا ندانند که تو بیماری

۴

به خدا از همگان فاش تری

گرچه در پیشگه اسراری

۵

پیش خورشید همان خفاشی

گرچه ز اندیشه چو بوتیماری

۶

چنگ اگرچه که ننالد دانند

کو چه شکل است به وقت زاری

۷

ور بنالد ز غمی هم دانند

کو ندارد صفت هشیاری

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاری۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌داریمی‌پنداری
  2. رابیداری
  3. دلخاری
  4. روزبیماری
  5. تریاسراری
  6. خفاشیبوتیماری
  7. دانندزاری
  8. دانندهشیاری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.