ای خیالی که به دل میگذری
نی خیالی نی پری نی بشری
۱اثر پای تو را میجویم
نه زمین و نه فلک میسپری
۲گر ز تو باخبران بیخبرند
نه تو از بیخبران باخبری
۳مونس و یار دلی یا تو دلی
تو مقیم نظری یا نظری
۴ایها الخاطر فی مکرمه
قف زمانا بخداء البصر
۵لا تعجل به مرور و نوی
بدل اللیل بضؤ السحر
۶حسن تدبیرک قد صاغ لنا
الهیولی به حسان الصور
۷گر صور جان و هیولی خرد است
عشق تو دیگر و تو خود دگری
۸این هیولی پدر صورتهاست
ای تو کرده پدران را پدری
۹نی هیولای همه آبی بود
چه کند آب چو آبش ببری
۱۰گر هیولا و صور جان افزاست
دگرم عشوه مده تو دگری
۱۱از هیولا است صور ریگ روان
ریگ را هرزه چرا میشمری
۱۲