غدرالعشق فزلت قدمی
مزجالفرقة دمعی بدمی
۱و حنیالقلب بما اورثنی
ندما فی ندم فی ندم
۲کره الحب وجودی و نأی
اسفا لیت وجودی عدمی
۳و سقیالصب و قد اسکرنی
شرب القلب و ماذاق فمی
۴ای صنم لطف ترا میدانم
نی ام ای دوست، بدان حد عجمی
۵ز لطیفی تو، گر شکر ترا
به دل اندیشم، ترسم برمی
۶من که باشم؟! که تو بر تخت جمال
حسرت شاه و سپاه و حشمی
۷منه انگشت تو بر حرف کژم
من اگر حرف کژم تو قلمی
۸سبقالجود وجودی قدما
منک، یا انت ولیالنعم
۹به حق جود وجودت که مبر
ز من بیدل و هذا قسمی
۱۰لا تبح قتلی بالصد وصل
و اجرنی، انا صید الحرم
۱۱