ز میخانه دگربار این چه بویست
دگربار این چه شور و گفت و گویست
۱جهان بگرفت ارواح مجرد
زمین و آسمان پرهای و هویست
۲بیا ای عشق این می از چه خمست
اشارت کن خرابات از چه سویست
۳چه میگویم اشارت چیست کاین جا
نگنجد فکرتی کان همچو مویست
۴نیاید در نظر آن سر یک تو
که در فکر آنچ آید چارتویست
۵چو ز اندیشه به گفت آید چه گویم
که خانه کنده و رسوای کویست
۶ز رسوایی به بحر دل رود باز
که دل بحرست و گفتنها چو جویست
۷خزینه دار گوهر بحر بدخوست
که آب جو و چه تن جامه شویست
۸