ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا
در رخ مه کجا بود این کر و فر و کبریا
۱جمله به ماه عاشق و ماه اسیر عشق تو
ناله کنان ز درد تو لابه کنان که ای خدا
۲سجده کنند مهر و مه پیش رخ چو آتشت
چونک کند جمال تو با مه و مهر ماجرا
۳آمد دوش مه که تا سجده برد به پیش تو
غیرت عاشقان تو نعره زنان که رو ، میا
۴خوش بخرام بر زمین تا شکفند جانها
تا که ملک فروکند سر ز دریچه سما
۵چون که شود ز روی تو برق جهنده هر دلی
دست به چشم برنهد از پی حفظ دیدهها
۶هر چه بیافت باغ دل از طرب و شکفتگی
از دی این فراق شد حاصل او همه هبا
۷زرد شدهست باغ جان از غم هجر چون خزان
کی برسد بهار تو تا بنماییش نما
۸بر سر کوی تو دلم زار و نزار خفت دی
کرد خیال تو گذر دید بدان صفت ورا
۹گفت چگونهای از این عارضه گران بگو
کز تنکی ز دیدهها رفت تن تو در خفا
۱۰گفت و گذشت او ز من لیک ز ذوق آن سخن
صحت یافت این دلم یا رب توش دهی جزا
۱۱