غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۸ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به صورت یار من چون خشمگین شد

دلم گفت اه مگر با من به کین شد

۱

به صد وادی فرورفتم به سودا

که چه چاره که چاره گر چنین شد

۲

به سوی آسمان رفتم چو دیوان

از این درد آسمان من زمین شد

۳

مرا گفتند راه راست برگیر

چه ره گیرم که یار راستین شد

۴

مرا هم راه و همراهست یارم

که روی او مرا ایمان و دین شد

۵

به زیر گلبنش هر کس که بنشست

سعادت با نشستش همنشین شد

۶

در این گفتارم آن معنی طلب کن

نفس‌های خوشم او را کمین شد

۷

ازیرا اسم‌ها عین مسماست

ز عین اسم آدم عین بین شد

۸

اگر خواهی که عین جمع باشی

همین شد چاره و درمان همین شد

۹

مخوان این گنج نامه دیگر ای جان

که این گنج از پی حکمت دفین شد

۱۰

به کهگل چون بپوشم آفتابی

جهانی کی درون آستین شد

۱۱

اگر تو زین ملولی وای بر تو

که تو پیرار مردی این یقین شد

۱۲

زره بر آب می‌دان این سخن را

همان آبست الا شکل چین شد

۱۳

ز خود محجوبشان کردم به گفتن

به پیش حاسدان واجب چنین شد

۱۴

خمش باشم لب از گفتن ببندم

که مشتی بیس با پیری قرین شد

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: شدقافیه: ـین۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«شد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. شدشد
  2. سوداشد
  3. دیوانشد
  4. برگیرشد
  5. یارمشد
  6. بنشستشد
  7. کنشد
  8. مسماستشد
  9. باشیشد
  10. جانشد
  11. آفتابیشد
  12. توشد
  13. راشد
  14. گفتنشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.