کسی که غیر این سوداش نبود
ز ذوق ماش یاد ماش نبود
۱مثال گوی در میدان حیرت
دوان باشد، اگر چه پاش نبود
۲وجودی که نَرست از سایهٔ خوش
پناه سایهٔ عنقاش نبود
۳نماید آینه سیمای هر کس
ازیرا صورت و سیماش نبود
۴به روزی صد هزاران عیب و خوبی
بگوید آینه، غوغاش نبود
۵ندارد آینه با زشت بُغضی
هوای چهرهٔ زیباش نبود
۶دهانی زین شکر مجروح گردد
که دندانهای شکّر خاش نبود
۷به پرهای عجب دل بر پریدی
ولیک از دام او پرواش نبود
۸برو چون مه پی خورشید میکاه
که بیکاهش جمال افزاش نبود
۹