ز رویت دسته گل میتوان کرد
ز زلفت شاخ سنبل میتوان کرد
۱ز قد پرخم من در ره عشق
بر آب چشم من پل میتوان کرد
۲ز اشک خون همچون اطلس من
براق عشق را جل میتوان کرد
۳ز هر حلقه از آن زلفین پربند
پر گردن کشان غل میتوان کرد
۴تو دریایی و من یک قطره ای جان
ولیکن جزو را کل میتوان کرد
۵دلم صدپاره شد هر پاره نالان
که از هر پاره بلبل میتوان کرد
۶تو قاف قندی و من لام لب تلخ
ز قاف و لام ما قل میتوان کرد
۷مرا همشیره است اندیشه تو
از این شیره بسی مل میتوان کرد
۸رهی دورست و جان من پیاده
ولی دل را چو دلدل میتوان کرد
۹خمش کن زان که بیگفت زبانی
جهان پربانگ و غلغل میتوان کرد
۱۰