غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۷ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

دل بی‌لطف تو جان ندارد

جان بی‌تو سر جهان ندارد

۱

عقل ار چه شگرف کدخداییست

بی خوان تو آب و نان ندارد

۲

خورشید چو دید خاک کویت

هرگز سر آسمان ندارد

۳

گلنار چو دید گلشن جان

زین پس سر بوستان ندارد

۴

در دولت تو سیه گلیمی

گر سود کند زیان ندارد

۵

بی ماه تو شب سیه گلیمست

این دارد و آن و آن ندارد

۶

دارد ز ستاره‌ها هزاران

بی ماه چراغدان ندارد

۷

بی گفت تو گوش نیست جان را

بی گوش تو جان زبان ندارد

۸

وان جان غریب در تظلم

می‌نالد و ترجمان ندارد

۹

لیکن رخ زرد او گواهست

و اشکی که غمش نهان ندارد

۱۰

غماز شوم بود دم سرد

آن دم که دم خران ندارد

۱۱

اصل دم سرد مهر جانست

کان را مه مهر جان ندارد

۱۲

چون دل سبکش کند بهارت

صد گونه غمش گران ندارد

۱۳

آن عشق جوان چو نوبهارت

جز پیران را جوان ندارد

۱۴

تا چند نشان دهی خمش کن

کان اصل نشان نشان ندارد

۱۵

بگذار نشان چو شمس تبریز

آن شمس که او کران ندارد

۱۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نداردقافیه: ـان۱۵ از ۱۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ندارد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. نداردندارد
  2. کدخداییستندارد
  3. کویتندارد
  4. جانندارد
  5. گلیمیندارد
  6. گلیمستندارد
  7. هزارانندارد
  8. راندارد
  9. تظلمندارد
  10. گواهستندارد
  11. سردندارد
  12. جانستندارد
  13. بهارتندارد
  14. نوبهارتندارد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.