اثر
سفرنامه ناصرخسرو
«سفرنامه» ناصرخسرو در این آرشیو ۱۰۰ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۱۰۰
- صفحه
- ۷
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷بخش ۱۷ - قرول و مرد عرب شصت سالهاز آن جا برفتیم، به شهری رسیدیم که قرول نام آن بود.خواندن شعر ‹
- ۱۸بخش ۱۸ - سروج، فرات، منبج، حلبشنبه دویم رجب سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه به سروج آمدیم، و دویم روز از فرات بگذشتیم و به منبج رسیدیم.خواندن شعر ‹
- ۱۹بخش ۱۹ - جند قنسرین، سرمین، معمره النعمان و استوانهٔ سنگینشیازدهم رجب از شهر حلب بیرون شدیم، به سه فرسنگ دیهی بود جند قنسرین میگفتند.خواندن شعر ‹
- ۲۰بخش ۲۰ - ابوالعلاء معریدر آن شهر مردی بود که وی را ابوالعلاء معری میگفتند، نابینا بود و رییس شهر او بود، نعمتی بسیار داشت و بندگان و کارگران فراوان، و خود همه…خواندن شعر ‹
- ۲۱بخش ۲۱ - کویمات، حماة، آب عاصیپانزدهم رجب سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه از آنجا به کویمات شدیم، و از آنجا به شهر حماة شدیم، شهری خوش، آبادان، بر لب آب عاصی، و این آب را از…خواندن شعر ‹
- ۲۲بخش ۲۲ - عرقه، طرابلس و مردمان شیعهاشاز آنجا برفتیم، به شهری رسیدیم که آن را عرقه میگفتند. چون از عرقه دو فرسنگ بگذشتیم، به لب دریا رسیدیم و بر ساحل دریا، روی از سوی جنوب، چون…خواندن شعر ‹
- ۲۳بخش ۲۳ - طرابرزن، جبیل و بیروتپس از این شهر برفتم همچنان بر طرف دریا روی سوی جنوب، به یک فرسنگی حصاری دیدم که آن را قلمون میگفتند، چشمهای آب در اندرون آن بود. از آنجا…خواندن شعر ‹
- ۲۴بخش ۲۴ - صیداپس از آن به شهر صیدا رسیدیم هم بر لب دریا. نیشکر بسیار کشته بودند و بارهای سنگین محکم دارد، و سه دروازه و مسجد آدینه خوب، با روحی تمام.…خواندن شعر ‹
- ۲۵بخش ۲۵ - صورچون از آن جا پنج فرسنگ بشدیم به شهر صور رسیدیم. شهری بود درکنار دریا، شیخی بوده و آنجا آن شهر را ساخته بود و چنان بود که بارهٔ شهرستان صد…خواندن شعر ‹
- ۲۶بخش ۲۶ - عکه، عینالبقرو چون ما از آن جا هفت فرسنگ برفتیم به شهرستان عکه رسیدیم و آن را مدینه عکا نویسند. شهر بر بلندی نهادهاست، زمینی کج و باقی هموار، و در همه…خواندن شعر ‹
- ۲۷بخش ۲۷ - زیارت قبور انبیای بنی اسرائیلپس به دهی رسیدم که آن را پردة میگفتند، آن جا قبر عیش و شمعون علیهما السلام را زیارت کردم و از آن جا به مغارک رسیدم که آن را دامون…خواندن شعر ‹
- ۲۸بخش ۲۸ - شهر طبریهطول آن دریا به قیاس شش فرسنگ و عرض آن سه فرسنگ باشد و آب آن دریا خوش و بامزه، و شهر بر غربی دریاست و همهٔ آب های گرمابه های شهر و فضلهٔ…خواندن شعر ‹
- ۲۹بخش ۲۹ - حیفابعد از آن از آنجا برفتیم و به دیهی رسیدیم که آن را حیفا میگفتند و تا رسیدن بدین دیه در راه ریگ فراوان بود، از آن که زرگران در عجم به کار…خواندن شعر ‹
- ۳۰بخش ۳۰ - قیساریه، کفرسابا، کفر سلّامو از آنجا به شهری رسیدیم و آن را قیساریه خوانند و از عکّه تا آنجا هفت فرسنگ بود، شهری نیکو با آب روان و نخلستان و درختان نارنج و ترنج و…خواندن شعر ‹
- ۳۱بخش ۳۱ - رمله، خاتون، قریة العنبروز یکشنبه، غّره رمضان، به رمله رسیدیم، و از قیساریه تا رمله هشت فرسنگ بود، و آن شهرستانی بزرگ است و باروی حصین از سنگ و گچ دارد، بلند و…خواندن شعر ‹
- ۳۲بخش ۳۲ - بیت المقدسخامس رمضان سنه ثمان و ثلثین و اربعمائه (پنجم رمضان سال ۴۳۸) در بیت المقدس شدیم. یک سال شمسی بود که از خانه بیرون آمده بودم و مادام در سفر…خواندن شعر ‹
