اثر

سفرنامه ناصرخسرو

«سفرنامه» ناصرخسرو در این آرشیو ۱۰۰ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۱۰۰
صفحه
۷

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۰۰ مورد · نمایش ۶۵ تا ۸۰)

  1. ۶۵بخش ۶۵ - پس از حج چهارمنهم ذی الحجة سنه اثنی و اربعمایه حج چهارم به یاری خدای سبحانه و تعالی بگذاردم، و چون آفتاب غروب کرد حاج و خطیب از عرفات بازگشتند و یک فرسنگ…خواندن شعر ‹
  2. ۶۶بخش ۶۶ - لحسا و طائفپس از آن از اعرابی شتر کرایه گرفتم تا لحسا و گفتند از مکه تا آن جا به سیزده روز بروند. وداع خانه خدای تعالی کردم روز آدینه نوزدهم ذی الحجه…خواندن شعر ‹
  3. ۶۷بخش ۶۷ - پس از طائفاز طائف برفتیم و کوه و شکستگی بود که می‌رفتیم و هر جا حصارکها و دیهک‌ها بود ودرمیان شکستها حصارکی خراب به من نمودند اعراب گفتند این خانه ی…خواندن شعر ‹
  4. ۶۸بخش ۶۸ - اعراب بدوی و خوراک ایشانقومی به عرب بودند که پیران هفتاد ساله مرا حکایت کردند که در عمر خویش به جز شیر شتر چیزی نخورده بودند چه در این بادیه‌ها چیزی نیست الا علفی…خواندن شعر ‹
  5. ۶۹بخش ۶۹ - فلج و مردم فقیر جنگ‌طلبشاز مکه تا آن جا صد و هشتاد فرسنگ بود. این فلج در میان باده است ناحیتی بزرگ بوده است و لیکن به تعصب خراب شده است. آنچه در آن وقت که ما آن جا…خواندن شعر ‹
  6. ۷۰بخش ۷۰ - نقاشی ناصرخسرو و حیرت اعراب بدویمسجدی بود که ما در آن جا بودیم اندک رنگ و شنجرف و لاجورد با من بود بر دیوار آن مسجد بیتی نوشتم و برگ شاخ و برگی در میان آن بردم ایشان…خواندن شعر ‹
  7. ۷۱بخش ۷۱ - به سوی بصرهپس آن عریان کتاب های من بر شتر نهادند و برادرم را به شتر نشاندند و من پیاده برفتم روی به مطلع بنات النعش، زمینی هموار بود بی کوه و پشته. هر…خواندن شعر ‹
  8. ۷۲بخش ۷۲ - یمامه و مردمان زیدی مذهبشبه یمامه حصاری بود بزرگ و کهنه. از بیرون حصار شهری است و بازاری و از هرگونه صناع در آن بودند و جامعی نیک و امیران آن جا از قدیم بازار…خواندن شعر ‹
  9. ۷۳بخش ۷۳ - لحسالحسا شهری است بر صحرای نهاده که از هرجانب که بدان جا خواهی رفت بادیه عظیم بباید برید و نزدیک تر شهری از مسلمانی که آن را سلطانی است به لحسا…خواندن شعر ‹
  10. ۷۴بخش ۷۴ - بوسعیدیان شهر لحسادر شهر بیش از بیست هزار مرد سپاهی باشد و گفتند سلطان آن مردی شریف بود و آن مردم را از مسلمانی بازداشته بود و گفته نماز و روزه از شما…خواندن شعر ‹
  11. ۷۵بخش ۷۵ - تا کسی دعوی بوسعیدی نکندو چون سلطان برنشیند هر که باوی سخن گوید او را جواب خوش دهد و تواضع کند و هرگز شراب نخورند، و پیوسته اسبی تنگ بسته با طوق و سر افسار به در…خواندن شعر ‹
  12. ۷۶بخش ۷۶ - حجرالاسود مغناطیس مردمان است!و یکی از آن سلطانان در ایام خلفای بغداد با لشکر به مکه شده است و شهر مکه ستده و خلقی مردم را در طواف در گرد خانه کعبه بکشته و حجرالاسود از…خواندن شعر ‹
  13. ۷۷بخش ۷۷ - خوراک مردمان لحسادر شهر لحسا گوشت همه حیوانات فروشند چون گربه و سگ و خر و گاو و گوسپند و غیره و هرچه فروشند سر و پوست آن حیوان نزدیک گوشتش نهاده باشد تا…خواندن شعر ‹
  14. ۷۸بخش ۷۸ - حدود لحساو چون از لحسا به جانب مشرق روند هفت فرسنگی دریاست. اگر در دریا بروند بحرین باشد و آن جزیره ای است پانزده فرسنگ طول آن و شهری بزرگ است و…خواندن شعر ‹
  15. ۷۹بخش ۷۹ - نزدیک من بدویان با اهل لحسا نزدیک باشند به بی‌دینیو به لحسا چندان خرما باشد که ستوران را به خرما فربه کنند که وقت باشد که زیادت از هزار من به یک دینار بدهند، و چون از لحسا سوی شمال روند به…خواندن شعر ‹
  16. ۸۰بخش ۸۰ - بصرهاکنون با سرحکایت رویم. از یمامه چون به جانب بصره روانه شدیم به هر منزل که رسیدیم جای آب بودی جای نبودی تا بیستم شعبان سنه ثلث و اربعین…خواندن شعر ‹