چنین راند والیس دانا سخن
که نوباد شه در جهان کهن
۱به تعلیم دانش تنومند باد
به دانشپژوهی برومند باد
۲چو فرمود سالار گردنکشان
که هر کس دهد زآنچه دارد نشان
۳چنین گشت بر من به دانش درست
که جز آب جوهر نبود از نخست
۴ز جنبش نمودن به جایی رسید
کزو آتشی در تخلخل دمید
۵چو آتش برون راند برق از بخار
هوایی فرو ماند از او آبدار
۶تکاشف گرفت آب از آهستگی
زمین سازور گشت از آن بستگی
۷چو هر جوهر خاص جایی گرفت
جهان از طبیعت نوایی گرفت
۸ز لطفی که سر جوش آنجمله بود
گره بست گردون و جنبش نمود
۹نیوشاگر این را نخواهد شنید
کز آبی چنین پیکر آمد پدید
۱۰نمودار نطفه برِ راستان
دلیلیست قطعی بر این داستان
۱۱