اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه

بخش ۲۲ - گفتار بلیناس نظامی

شاعر
نظامی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بلیناس دانا به زانو نشست

زمین را طلسم زمین بوسه بست

۱

که چندانکه هست آفرینش به جای

شها‌! بر تو باد آفرین خدای

۲

ز دانش مبادا دل شاه دور

که با نور به دیده با دیده نور

۳

چو فرهنگ خسرو چنان بازجست

که پیدا کنم راز‌های نخست

۴

نخستین طلسمی که پرداختند

زمین بود و ترکیب ازو ساختند

۵

چو نیرو‌ی جنبش در او کرد کار

به افسردگی زو برآمد بخار

۶

از او هر چه رخشنده و پاک بود

سزاوار اجرام افلاک بود

۷

دگر بخش‌ها کآن بلندی نداشت

به هر مرکز‌ی مایه‌ای می‌گذاشت

۸

یکی بخش از او آتش روشن است

که بالاترین طاق این گلشن است

۹

دوم بخش ازو باد جنبنده خو‌ست

که تا او نجنبد ندانند کوست

۱۰

سوم بخش ازو آب رونق پذیر

که هستش ز راوق گری ناگزیر

۱۱

همان قسمت چارمین هست خاک

ز سرکوب گردش شده گردناک

۱۲

دربارهٔ نظامی

۳۷۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه (۵۰ شعر) قرار دارد.