اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه

بخش ۴۳ - انجامش روزگار هرمس نظامی

شاعر
نظامی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

مغنی بدان جرهٔ جان‌نواز

بر آهنگ ما نالهٔ نو بساز

۱

که گشتیم چون بلبل از ناله مست

بدان ناله زین ناله دانیم رست

۲

چو هرمس بدین ژرف‌دریا رسید

رهی دید کز وی رهایی ندید

۳

فرو رفت و گفت آفرین بر کسی

که کالای کشتی ندارد بسی

۴

چه باید گرانباری‌یی ساختن

که باید به دریا در انداختن

۵

جهان خانهٔ وحش بود از نخست

در او بانوا هر گیاهی که رست

۶

ز کوه گران تا به دریای ژرف

چه و بام او شد به باران و برف

۷

چو شد آهوی گور آدم پدید

گریزنده شد گور و آهو رمید

۸

من آن وحشی آهو کز دست زور

به پای خودم رفت باید به گور

۹

درین ره پناه خود از هیچ‌کس

نسازم جز از پاک یزدان و بس

۱۰

شما نیز چون عزم راه آورید

به پاکیزه یزدان پناه آورید

۱۱

درین گفتنش خواب خوش باز برد

سخن را چه خسبانم‌، او نیز مرد

۱۲

دربارهٔ نظامی

۳۷۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه (۵۰ شعر) قرار دارد.