اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه

بخش ۴۶ - انجامش روزگار فرفوریوس نظامی

شاعر
نظامی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

ببار ای مغنی نوایی شگفت

گرفته رها کن که خوابم گرفت

۱

وگر زان ترنم شوم خفته نیز

نبینم مگر خواب آشفته نیز

۲

چو آمد گه عزم فرفوریوس

بنه بر شتر بست و بنواخت کوس

۳

به هم‌صحبتان گفت کاین باغ نغز

که منظور چشم است و ریحان مغز

۴

چو پایندگی نیستش در سرشت

چه تاریک دوزخ چه روشن بهشت

۵

ز دانایی ماست ما را هراس

که از رهزن ایمن نشد ره‌شناس

۶

کمان‌گر همیشه خمیده بوَد

قبا دوز را قب دریده بود

۷

ترازوی چربش فروشان به رنگ

بود چرب و چربی ندارد به سنگ

۸

همه ساله محمل‌کش بار گنج

نیاساید از محنت و درد و رنج

۹

چو پرداخت زین نقش پرگار او

کشیدند خط نیز بر کار او

۱۰

دربارهٔ نظامی

۳۷۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه (۵۰ شعر) قرار دارد.