موزهٔ زندهٔ شاعر
موزهٔ زندهٔ نظامی
نظامی در گنجه میزیست، شهری در سرزمین آران، در قفقاز جنوبی. از سدهٔ چهارم هجری گنجه مرکز این ولایت بود و پیش از یورش مغولان از آبادترین شهرهای آسیای غربی شمرده میشد. نامش از واژهٔ فارسی «گنج» برآمده است و تاریخنویسی ارمنی که خودش از اهالی همین شهر بود، آن را شهری پر از پارسیان و با اقلیتی مسیحی وصف کرده است. نام شاعر الیاس بود و پسر یوسف؛ نظامی تخلص او است. تولدش را حدود ۱۱۴۱ میلادی میگیرند، هرچند تاریخهای پیشتر هم پیشنهاد شده، و مرگش را حدود ۱۲۰۹؛ منابع فارسی هر دو را میان ۶۰۲ تا ۶۱۲ هجری قمری میآورند.
شهرتش به پنج مثنوی بلند است که پنجگنج یا خمسه نامیده میشود: مخزنالاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفتپیکر و اسکندرنامه. گفتهاند حدود سی سال از عمر خود را صرف سرودن آنها کرد. نخستین اثری اندرزی و عرفانی است و چهار منظومهٔ دیگر داستاناند: سهتایی بر پایهٔ ماجراهای شاهان ایران باستان و اسکندر، که فردوسی هم در شاهنامه از آنان یاد کرده، و یکی بر پایهٔ افسانهای عربی. آنچه نظامی از این مواد ساخت چنان تازه بود که پس از او داستان عاشقانه در فارسی، و در زبانهای دیگر شرق اسلامی، با نام او سنجیده شد.
با آنکه شعرش را به فرمانروایان گوناگون منطقه پیشکش میکرد، شاعر دربار نبود. منظومههایش را به اتابکان ایلدگزی، شروانشاهان، سلجوقیان و فرمانروایان کوچکتر منطقه پیشکش کرد، اما خودش گوشهگیری را برگزید و به همین دلیل نامی از او در تاریخنامهٔ دودمانها نیست. دانش گستردهاش، از نجوم و پزشکی تا فقه و موسیقی، او را به «حکیم» مشهور کرد؛ لقبی که هنوز همراه نام او میآید.
دیوان کوچکی هم از او مانده، شامل قصیده و غزل و چند رباعی، اما اهمیتش در برابر خمسه ناچیز است. غزلهایش گاه رنگ فلسفی و کلامی دارد و از ناپایداری جهان و کوتاهی عمر میگوید. ده رباعی از او در گزیدهای از شعر شاعران شمال غرب، که حدود ۱۲۵۰ میلادی فراهم آمد، ثبت شده است.
در ارزیابیهای امروز، جای او را در تاریخ ادب فارسی «میان فردوسی و مولوی» نشاندهاند، و مراجع معتبر اصالت و روشنی بیانش را ستودهاند و در عین حال یادآور شدهاند که دلبستگی او به زبان و دانش خواندن آثارش را برای خوانندهٔ عادی دشوار میکند. خمسه، همراه شاهنامه، پرتصویرترین متنهای ادب فارسی بوده است.
در سدههای بعد خمسه چنان خوانده شد که نسخههای مصور آن در کارگاههای دربار ایران و هند فراوان ساخته شد. در ایران، روز ۲۱ اسفند به بزرگداشت او اختصاص دارد. آرامگاهی منسوب به او در حاشیهٔ غربی گنجه است. نخستین چاپ منسجم و مصحح آثارش را وحید دستگردی در سالهای ۱۳۱۳ تا ۱۳۱۷ خورشیدی منتشر کرد و پس از آن تصحیحهای دیگر، از جمله مجموعهٔ ششجلدی بهروز ثروتیان و چاپ برات زنجانی، پیدرپی درآمد.
روایت مستند زندگی
عزلتی در قفقاز
از زندگی نظامی کم میدانیم و آنچه میدانیم بیشتر از خود شعرهایش درمیآید. تذکرهها او را کوتاه یاد کردهاند و بخش بزرگی از گفتههایشان افسانه و شنیده است. آنچه مسلم است این است که در گنجه زیست و همانجا درگذشت. پدرش یوسف را فقط یک بار در شعر میآورد، و اینکه از کجا آمده بود محل اختلاف است: بعضی منابع او را قمی میدانند، بعضی تفرشی و بعضی از دهقانان آران. مادرش، رئیسه نام، به گفتهٔ بیتی در دیباچهٔ لیلی و مجنون، از تبار کرد بود. نظامی خیلی زود یتیم شد و داییاش، خواجه عمر، او را بزرگ کرد و هزینهٔ تحصیلش را داد.
گنجهٔ آن روزگار شهری ایرانیزبان بود. شدادیان تا ۱۰۷۵ میلادی بر آن فرمان راندند و بعد سلجوقیان آن را گرفتند. از میانهٔ سدهٔ دوازدهم قدرت سلجوقی در منطقه سست شد و حاکمان محلی، که عملاً مستقل بودند، کوشیدند با پروردن شاعران و هنرمندان بر شکوه دربارشان بیفزایند. برای شاعر فارسیگو در این سرزمین تقاضا کم نبود. گردایهای از رباعیها که حدود ۱۲۵۰ میلادی فراهم آمد، شعر بیستوچهار شاعر را فقط از گنجه نگه داشته است؛ در شمال غرب ایران آن روزگار، برخلاف نواحی دیگر، شاعرانی از میان مردم عادی برخاستند که در شعرشان از زبان گفتار بهره میگرفتند. نظامی در چنین فضایی بالید.
همسرانش را شعرهایش نشان میدهد. نخستین همسر کنیزکی بود از قبیلهٔ قپچاق که فرمانروای دربند به او بخشید. او را بیش از دیگران دوست داشت و تنها پسرش، محمد، از او به دنیا آمد. وقتی خسرو و شیرین به پایان رسید، همسرش مرده بود و محمد هفتساله بود؛ در لیلی و مجنون، شاعر از پسر چهاردهساله با عنوان نور چشم یاد میکند، و در هفتپیکر او را به مسئولیتپذیری بیشتر فرا میخواند، چون پدر رو به ناتوانی میرفت. پژوهشگری نام این همسر را آفاق دانست، اما سعید نفیسی و دیگران گفتهاند «آفاق» در آن بیت به معنای افق است و نشان تعلق خاطر او به همسرش، نه نام او. دو همسر دیگرش هم در زمان زندگی شاعر مردند، و گفتهاند مرگ هر یک با پایان گرفتن مثنویای همزمان شد.
زمانهٔ سرودن هر منظومه را تقریباً میتوان دنبال کرد. مخزنالاسرار حدود ۵۷۰ قمری، نزدیک چهلسالگیاش، به پایان رسید و به فخرالدین بهرامشاه، فرمانروای ارزنجان، پیشکش شد. خسرو و شیرین حدود ۵۷۶ قمری تمام شد و برای اتابک جهانپهلوان و برادرش قزل ارسلان و سلطان طغرل سلجوقی نوشته شد. لیلی و مجنون را به خواست شروانشاه اخستان، در حدود ۱۱۸۸ تا ۱۱۹۲ میلادی، سرود؛ در آغاز از سفارش دلخوش نبود، چون فکر میکرد قصهٔ جوانی بیابانگرد درخور دربار نیست، و پسرش او را به این کار برانگیخت. میگویند منظومه را در چهار ماه به پایان برد. هفتپیکر در ۱۱۹۷ میلادی به نام فرمانروای مراغه، علاءالدین کرپ ارسلان، تمام شد و اسکندرنامه حدود ۶۰۰ قمری. اینکه آخرین اثرش کدام است، پژوهشگران یکدل نیستند.
در همهٔ عمر فقط یک بار، در ۵۸۱ قمری، به دعوت قزل ارسلان چند فرسنگی از گنجه دور شد و از آن شاهزاده احترام دید. با خاقانی شروانی دوستی داشت و پس از مرگ او مرثیهای برایش سرود. بقیهٔ عمر را، به شهادت شعرش، در زهد و عزلت گذراند. به دانشهای زمان، از ریاضی و نجوم و کیمیا تا پزشکی و گیاهشناسی و موسیقی، آشنا بود و آن آگاهی را در شعر به کار میبرد.
قفسه کتاب و دستههای حقیقی
آثار
تجربه سبکشناسی معتبر
عشقنامههایی با دانش حکیم
خمسه پنج کتاب است و هر یک شکلی دارد. مخزنالاسرار حدود دو هزار و دویستوپنجاه بیت دارد و در بیست مقاله به اندرز میپردازد: عدالت پادشاهان، پرهیز از ریاکاری، ناپایداری دنیا، و فرجام آدمی. هر مقاله حکایتی دارد و در پایان آن شاعر با تخلص خود خطاب میشود. این مثنوی در پی حدیقهٔ سنایی نوشته شد و نظامی خود میپذیرد که از آن وام گرفته، هرچند اثر خود را برتر میشمارد؛ وزنش جدا است و ساختارش را نیز به شیوهٔ دیگری چید.
خسرو و شیرین، با حدود ششهزار و پانصد بیت، پیچیدهترین ساخت را دارد. چند گونه ادبی در آن به هم میآمیزند و بخش بزرگی از متن گفتوگو و نامه است، و همه با شدتی غنایی. قصه را از شاهنامه گرفته، اما نظامی با ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی هموزن است و صحنهای از آن را، دعوای عاشقان در برف، از نو پرداخته است. خسرو، پادشاه ساسانی، شیرین را پس از رنجها و دوریها به دست میآورد، اما فرهاد عاشق بیچشمداشت داستان است و عشق خالص در او مینماید. پایان کار تلخ است: خسرو را پسرش میکشد و شیرین بر پیکر او جان میدهد. آبتنی شیرین در چشمه از صحنههای شناختهشدهٔ ادب فارسی است.
لیلی و مجنون در وزنی سروده شد که پیش از او در مثنوی رایج نبود و بعدها برای داستانهای عاشقانه الگو شد. افسانهٔ عاشق عرب پیش از نظامی به صورت خبرها و حکایتهای کوتاه و کمپیوند در کتابهایی مثل الاغانی و الشعر و الشعراء آمده بود. نظامی با گردآوردن روایتهای دنیوی و صوفیانه، قصهٔ واحدی با گسترهٔ نزدیک به چهارهزار و هفتصد بیت ساخت، و شخصیتها و فضا و زمان را به شیوهٔ مثنویهای ایرانی پرداخت. نگاهش به مجنون انسانی است: در بخشی که نوفل برای او میجنگد، مجنون از جنگ دلخور است و اسب و جنگافزارش را میدهد تا آهو و گوزنی را برهاند.
هفتپیکر، با حدود پنج هزار و صد بیت در بحر خفیف، را بسیاری شاهکار او میدانند. زندگی بهرام گور از شاهنامه آمده، ولی نظامی ماجراهایی را که فردوسی کوتاه یا نگفته بود برجسته میکند. بهرام در کاخ خورنق اتاقی بسته مییابد با تصویر هفت شاهدخت از هفت اقلیم و آنان را به همسری میخواهد. برای هر یک گنبدی میسازد، متعلق به روزی از هفته و ستارهای و رنگی، و هر شب ماجرایی از شاهدخت آن گنبد میشنود. واژهٔ پیکر هم تصویر معنا میدهد و هم زیبارو، و شاعر این دوگانگی را عمدی به کار برده است. دربارهٔ معنای رمزی رنگها و گنبدها و ارتباط عشق دنیوی و الهی بحث بسیار است.
اسکندرنامه، با حدود ده هزار و پانصد بیت در بحر متقارب، به دو بخش شرفنامه و اقبالنامه تقسیم میشود. اسکندر نخست جهانگشا است، بعد جویای دانش، و در پایان پیامبری که آیین یکتاپرستی میآورد. در بخش دوم، بحث اسکندر با هفت حکیم یونانی جای بزرگی دارد. اسکندر نظامی «شهسواری ایرانی» است. آغاز اثر ساقینامهای کوتاه دارد که چکیدهٔ داستان بعدی است.
زبانش بر دانش پایه دارد و از اصطلاح علمی و تعبیر عربی نمیپرهیزد. بعضی بیتهایش به همین سبب دشوارند، هرچند ساختار منظومهها و قدرتش در توصیف طبیعت و آدمها، ستایش خوانندگان را برانگیخته است.
درخت روابط مستند
خمسه و سایهاش
نظامی از فردوسی با احترام یاد میکند. او را حکیم و دانا میخواند، و به پسر شروانشاه توصیه میکند شاهنامه بخواند. شاهنامه مادهٔ هفتپیکر و خسرو و شیرین و اسکندرنامه شد، اما نظامی غالباً از صحنههایی سراغ میگیرد که فردوسی به آنها کم پرداخته. در شیوهٔ پرداختن، از فخرالدین اسعد گرگانی و ویس و رامین بهره برد و مخزنالاسرار را در پی حدیقهٔ سنایی نوشت. خاقانی شروانی، که تصویرهای جسورانهاش بر شعر او اثر گذاشته، دوست و معاصرش بود. جایگاه او را در سنت فارسی گاهی مکتب آذربایجان یا آران، که از قطران تبریزی آغاز میشود، و گاهی سبک عراقی دانستهاند.
پس از او، خمسه الگو شد. امیرخسرو دهلوی در هند خمسهای در پاسخ به نظامی سرود: مجنون و لیلی (۱۲۹۹) و هشتبهشت که در برابر هفتپیکر نهاده شد. روایت او زمینیتر است و لیلی و مجنون دستکم یک شب به هم میرسند. روایت جامی (۱۴۸۴) هم با نظامی فرق دارد و مجنون پیش از لیلی میمیرد. هاتفی، مکتبی شیرازی، علیشیر نوایی، بیدل، وحشی بافقی و در ترکی فضولی نیز بر همین راه رفتند؛ دربارهٔ اینکه فضولی چقدر از نظامی تأثیر گرفته، میان پژوهشگران ترک اختلاف است. شمار نظیرهپردازان لیلی و مجنون را ۸۶ نفر گفتهاند، و یکی از پژوهشگران ایرانی چهل روایت فارسی و سیزده روایت ترکی از آن را فهرست کرده است. بیشتر مثنویهای ترکی دورههای بعد هم به پیروی یا ترجمهٔ خمسه بود.
جامی در بهارستان نوشت که برتری نظامی از آفتاب روشنتر است و نیازی به توصیف ندارد، و در نفحاتالانس گفت که بیشتر آثار او در ظاهر عاشقانهاند ولی در اصل پوششی برای حقایق و بیان معرفت الهی. عطار و مولوی و وحشی بافقی از روی زشت لیلی هم سخن گفتهاند که با روایت نظامی نمیخواند.
خمسه از پرتصویرترین متنهای ادب فارسی شد. نسخهای برای اکبر شاه در دههٔ ۱۵۹۰ ساخته شد که در کتابخانهٔ بریتانیا است، نگارههایی را به بهزاد در نسخهای از ۱۴۹۴ نسبت میدهند و نسخههایی از هرات و شیراز در سدهٔ شانزدهم هم در موزهها مانده است. لیلی و مجنون در سدههای بعد به ترکی، کردی، آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، روسی و ارمنی بازگردانده شد. جیمز اتکینسون آن را در ۱۸۳۶ به انگلیسی ترجمه کرد و رودولف گلپکه ویراستاری و ترجمهٔ انگلیسی دیگری در ۱۹۶۶ منتشر ساخت. گوته نوشت که وقتی فردوسی روایتهای پهلوانی را سامان داد، نظامی شیرینترین دیدارهای عشق ژرف را برای شعرش برگزید. ژاپنیها هفتپیکر را در ۱۹۷۱، خسرو و شیرین را در ۱۹۷۷ و لیلی و مجنون را در ۱۹۸۱ برگرداندند. در سالن اشوکا در کاخ ریاستجمهوری هند تصویری بزرگ از او نصب است.
در قرن بیستم آهنگسازان به او رو آوردند: عزیر حاجیبیگف قصد داشت برای هفت شاهدخت هفتپیکر هفت آهنگ بسازد و فقط دو تا را نوشت و کارا قرهایف بالههایی بر پایهٔ هفتپیکر و لیلی و مجنون ساخت. نظامی امروز نیز در ایران، افغانستان، تاجیکستان و جمهوری آذربایجان، که زادگاه و آرامگاهش در آن است، خوانده میشود. تعلق ملی او در این کشورها گاه محل مناقشه است، هرچند همهٔ آثار شناختهاش فارسیاند.
از کجا بخوانیم؟
مسیر مطالعه
- بزرگترین اثرآغاز خمسهاز «بخش ۱ - سرآغاز» شروع کنید؛ خمسه ۳۷۸ مورد منتشرشده دارد.
- همهٔ آثار نظامی در فهرست زیر هم آمده است.
هویت متمایز هر شاعر
