خداوندا درِ توفیق بگشای
نظامی را رهِ تحقیق بنمای
۱دلی ده کاو یقینت را بشاید
زبانی کآفرینت را سراید
۲مده ناخوب را بر خاطرم راه
بدار از ناپسندم دست کوتاه
۳درونم را به نورِ خود برافروز
زبانم را ثنای خود درآموز
۴به داوودی، دلم را تازه گردان
زبورم را بلندآوازه گردان
۵عروسی را که پروردم به جانش
مبارکروی گردان در جهانش
۶چنان کز خواندنش فرخ شود رای
ز مشک افشاندنش خَلُّخ شود جای
۷سوادش دیده را پرنور دارد
سماعش مغز را معمور دارد
۸مفرحنامهٔ دلهاش خوانند
کلید بند مشکلهاش دانند
۹معانی را بدو ده سربلندی
سعادت را بدو کن نقشبندی
۱۰به چشم شاه، شیرین کن جمالش
که خود بر نام شیرین است فالش
۱۱نسیمی از عنایت یار او کن
ز فیضت قطرهای در کار او کن
۱۲چو فیاض عنایت کرد یاری
بیار ای کانِ معنی تا چه داری
۱۳