بخش
خسرو و شیرین نظامی
این بخش از «خمسه» نظامی است و ۱۲۱ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۱۲۱
- صفحه
- ۸
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱بخش ۱ - سرآغازخداوندا درِ توفیق بگشاینظامی را رهِ تحقیق بنمایخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲ - در توحید باریبه نام آنکه هستی نام ازو یافتفلک جنبش، زمین آرام ازو یافتخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناختخبر داری که سیاحان افلاکچرا گردند گِرد مرکزِ خاکخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴ - آمرزش خواستنخدایا چون گِلِ ما را سرشتیوثیقتنامهای بر ما نوشتیخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلممحمد کآفرینش هست خاکشهزاران آفرین بر جان پاکشخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶ - در سابقهٔ نظم کتابچو طالع، موکبِ دولت روان کردسعادت، روی در روی جهان کردخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷ - در ستایش طغرل ارسلانچو سلطان جوان، شاه جوانبختکه برخوردار باد از تاج و از تختخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸ - ستایش اتابک اعظم شمسالدین ابوجعفر محمدبن ایلدگزبه فرخفالی و فیروزمندیسخن را دادم از دولت بلندیخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹ - خطاب زمینبوسزهی دارنده اورنگ شاهیحوالتگاه تایید الهیخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰ - در مدح شاه مظفرالدین قزل ارسلانسبک باش ای نسیم صبح گاهیتفضل کن بدان فرصت که خواهیخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱ - در پژوهش این کتابمرا چون هاتف دل دید دمسازبر آورد از رواق همّت آوازخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲ - سخنی چند در عشقمرا کـَز عشق بِه ناید شعاریمبادا تا زیم جز عشق کاریخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتابدر آن مدت که من در بسته بودمسخن با آسمان پیوسته بودمخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴ - آغاز داستان خسرو و شیرینچنین گفت آن سخنگوی کهنزادکه بودش داستانهای کهن، یادخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمزقضا را از قضا یک روز شادانبه صحرا رفت خسرو، بامدادانخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶ - شفیع انگیختن خسرو پیران را پیش پدرچو خسرو دید کآن خواری بر او رفتبه کار خویشتن لَختی فرو رفتخواندن شعر ‹
