قصاید و قطعاتشمارهٔ ۱۲۲ رودکیشاعررودکیمجموعهقصاید و قطعاتقالبقصیدهوزنمفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریآن که نماند به هیچ خلق خدای استتو نه خدایی، به هیچ خلق نمانی۱روز شدن را نشان دهند به خورشیدباز مر او را به تو دهند نشانی۲هرچه بر الفاظ خلق مدحت رفتهستیا برود، تا به روز حشر تو آنی۳