هر آن ناظر که منظوری ندارد
چراغ دولتش نوری ندارد
۱چه کار اندر بهشت آن مدعی را
که میل امروز با حوری ندارد؟
۲چه ذوق از ذکر پیدا آید آن را
که پنهان شوق مذکوری ندارد؟
۳میان عارفان صاحبنظر نیست
که خاطر پیش منظوری ندارد
۴اگر سیمرغی اندر دام زلفی
بماند تاب عصفوری ندارد
۵طبیب ما یکی نامهربانست
که گویی هیچ رنجوری ندارد
۶ولیکن چون عسل بشناخت سعدی
فغان از دست زنبوری ندارد
۷