غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۱ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است

ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است

۱

برادران طریقت نصیحتم مکنید

که توبه در ره عشق، آبگینه بر سنگ است

۲

دگر به خُفیه نمی‌بایدم شراب و سَماع

که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است

۳

چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم

مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است

۴

به یادگار کسی دامن نسیم صبا

گرفته‌ایم و دریغا که باد در چنگ است

۵

به خشم رفتهٔ ما را که می‌برد پیغام؟

بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است

۶

بکش چنان که توانی که بی مشاهده‌ات

فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است

۷

ملامت از دل سعدی فرونشوید عشق

سیاهی از حبشی چون رود؟ که خودرنگ است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـنگ۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. مکنیداست
  3. سماعاست
  4. بینماست
  5. صبااست
  6. پیغاماست
  7. مشاهده‌اتاست
  8. عشقاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.