پای سرو بوستانی در گِل است
سرو ما را پای معنی در دل است
۱هر که چشمش بر چنان روی اوفتاد
طالعش میمون و فالش مُقبل است
۲نیکخواهانم نصیحت میکنند
خشت بر دریا زدن بیحاصل است
۳ای برادر ما به گرداب اندریم
وان که شَنْعَت میزند بر ساحل است
۴شوق را بر صبر، قُوّت غالب است
عقل را با عشق، دعوی باطل است
۵نسبت عاشق به غفلت میکنند
وآن که معشوقی ندارد غافل است
۶دیده باشی تشنه مستعجل به آب
جان به جانان همچنان مستعجل است
۷بذل جاه و مال و ترک نام و ننگ
در طریق عشق، اول منزل است
۸گر بمیرد طالبی در بند دوست
سهل باشد؛ زندگانی مشکل است
۹عاشقی میگفت و خوش خوش میگریست
جان بیاساید که جانان قاتل است
۱۰سعدیا نزدیک رای عاشقان
خلق مجنونند و مجنون عاقل است
۱۱