غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳ سعدی

شاعر
سعدی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل‌ست

هر که ما را این نصیحت می‌کند بی‌حاصل‌ست

۱

یار زیبا گر هزارت وحشت از وی در دل‌ست

بامدادان روی او دیدن صباح مقبل‌ست

۲

آن که در چاه زنخدانش دل بیچارگان

چون ملک محبوس در زندان چاه بابل‌ست

۳

پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمی

باز می‌گویم که هر دعوی که کردم باطل‌ست

۴

زهر نزدیک خردمندان اگر چه قاتل‌ست

چون ز دست دوست می‌گیری، شفای عاجل‌ست

۵

من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست

دوستان معذور داریدم که پایم در گِل‌ست

۶

باش تا دیوانه گویندم همه فرزانگان

تَرک جان نتوان گرفتن تا تو گویی عاقل‌ست

۷

آن که می‌گوید نظر در صورت خوبان خطاست

او همین صورت همی‌ بیند ز معنی غافل‌ست

۸

ساربان! آهسته ران کآرام جان در محمل‌ست

چارپایان بار بر پشتند و ما را بر دل‌ست

۹

گر به صد منزل فراق افتد میان ما و دوست

همچنانش در میان جانِ شیرین منزل‌ست

۱۰

سعدی! آسان‌ست با هر کس گرفتن دوستی

لیک چون پیوند شد خو باز کردن مشکل‌ست

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ستقافیه: ـل۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • ردیف با نیم‌فاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد

پایان مصرع‌ها

  1. مشکل‌ستبی‌حاصل‌ست
  2. دل‌ستمقبل‌ست
  3. بیچارگانبابل‌ست
  4. کردمیباطل‌ست
  5. قاتل‌ستعاجل‌ست
  6. دوستگل‌ست
  7. فرزانگانعاقل‌ست
  8. خطاستغافل‌ست
  9. محمل‌ستدل‌ست
  10. دوستمنزل‌ست
  11. دوستیمشکل‌ست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ سعدی

۲٬۰۱۰ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶۳۷ شعر) قرار دارد.