بخش
خبیثات سعدی
این بخش از «خبیثات و مجالس الهزل» سعدی است و ۵۴ مورد منتشرشده دارد.
- مورد منتشرشده
- ۵۴
- صفحه
- ۴
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷شمارهٔ ۱۷دیوار چه حاجت که مُنقَّش باشدیا عود و شکر بر سر آتش باشد؟خواندن شعر ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸زر به خر کندهای نباید دادکه مزاجش نه معتدل باشدخواندن شعر ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹ندیدم اَمرد سی ساله چون تو در عالمعجوبهای چنین، آخرالزّمان باشدخواندن شعر ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰دوش گفتم ز عشق توبه کنمکه گَه ِ رفتن از جهان آمدخواندن شعر ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱حریف عمر به سر برده در فسق و فجوربه وقت مرگ پشیمان همی خورد سوگندخواندن شعر ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲بر این اَلحان داوودی عجب نیستکه مرغان در هوا حیران بمانندخواندن شعر ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳چون دید که پیریم سپیدی بفزودبرگشت و ارادتی زیادت ننمودخواندن شعر ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴خلق از تو به رنجند و خدا ناخشنودلعنت به تو میبارد و بر گَبر و جهودخواندن شعر ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵این ریش تو سخت دیر بر میآیدموی زَنَخَت به زیر بر میآیدخواندن شعر ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶مردکی صافی از غرض بایدتا گواهی ازو درست آیدخواندن شعر ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷سرو ِ قد تو خمیده کی خواهم دید؟لعل لب تو مکیده کی خواهم دید؟خواندن شعر ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸قلم به یاد تو در مشت من نمیگنجدکه دیر شد که نرفتهست در دوات امیدخواندن شعر ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹ای مَعشَر یاران که رفیقان منیدعیش خوش خویشتن مُنَقَّص نکنیدخواندن شعر ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰ای دیده، به هَرزه لؤلؤ ناب مریزبر روی چو زر اشک چو خوناب مریزخواندن شعر ‹
- ۳۱شمارهٔ ۳۱عمرت دراز باد که کوته کنی نفسپیغمبرت شفیع همی آورم که بسخواندن شعر ‹
- ۳۲شمارهٔ ۳۲همجنس خویش میطلبی در جهان کسیدر زیر آسمان نبود چون تو هیچکسخواندن شعر ‹
