قطعاتشمارهٔ ۱۵۰ سعدیشاعرسعدیمجموعهقطعاتقالبقطعهوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدل مبند ای حکیم بر دنیاکه نه چیزیست جاه مختصرش۱شکر آنان خورند ازین غدارکه ندانند زهر در شکرش۲پیش ازان کز نظر بیفکندتای برادر بیفکن از نظرش۳هیچ مهلت نمیدهد ایامکه نه برمیکند به یکدگرش۴خرد بینش به چشم اهل تمیزکه بزرگی بود بدین قدرش۵زندگانی و مردنش بد بودکه نماند و بماند سیم و زرش۶