اصفهان یک دل روشن ز چراغان شده است
پل ز آراستگی تخت سلیمان شده است
۱باده چون سیل ز هر چشمه روان گردیده است
کمر پل ز می لعل، بدخشان شده است
۲از گل و شمع که افروخته و ریخته است
کهکشان دگر از خاک نمایان شده است
۳چون مه عید که گردد ز شفق چهره فروز
طاق ها از می گلرنگ فروزان شده است
۴عالم آب، دو بالا شده از عشرت پل
شادی و عشرت ایام دو چندان شده است
۵رنگ سیلاب طلایی شده از نور چراغ
چشمه ها مشرق خورشید درخشان شده است
۶می دهد یاد، سر پل ز خیابان بهشت
شمع و گل، چهره حورست که تابان شده است
۷بادبانهاست پی کشتی دریادل می
سایبان ها که ز اطراف نمایان شده است
۸شده چون قوس قزح هر خم طاقی رنگین
از تماشا پر و بال نگه الوان شده است
۹زنده رود از کف مستانه که بر لب دارد
جوی شیری است که در خلد خرامان شده است
۱۰از رگ ابر، هوا چنگ به دامان دارد
از گل سرخ، زمین چهره مستان شده است
۱۱بس که در مغز هوا نکهت گل پیچیده است
مغز ابر از اثر عطسه پریشان شده است
۱۲دفتر عیش که هر فردی ازو جایی بود
از رگ ابر به شیرازه و سامان شده است
۱۳توبه عاجز ز عنانداری تقوی گشته است
زهد خار و خس سیلاب بهاران شده است
۱۴کشتی می شده هر طاق پل از باده ناب
لنگر توبه خراباتی طوفان شده است
۱۵توبه کز سنگدلی داشت ز فولاد اساس
همچو موم از نفس گرم چراغان شده است
۱۶خون خاک آمده از جرعه فشانان در جوش
کوچه ها از می گلرنگ رگ کان شده است
۱۷روزگار طرب و مستی و بی پروایی است
که می و مطرب و معشوق فراوان شده است
۱۸مد احسان ز رگ ابر کشده است بهار
دامن خاک پر از گوهر غلطان شده است
۱۹خون خود می خورد و خاک به لب می مالد
زهد از توبه خود بس که پشیمان شده است
۲۰خاک از سبزه مینا شده چون طوطی مست
چرخ تنگ شکر از خنده مستان شده است
۲۱آسمان یک لب خندان شده از تابش برق
خاک از جوش طرب یک خم جوشان شده است
۲۲می زند قهقهه کبک به طاوس بهشت
بط که شهباز دل باده پرستان شده است
۲۳بیستونی است پر از صورت شیرین سر پل
که ز تردستی فرهاد گلستان شده است
۲۴ابر گریان گل رخسار مه کنعانی است
که کبود از اثر سیلی اخوان شده است
۲۵چشم بد دور ازین عهد که هر چشمه پل
زندگی بخش چو سرچشمه حیوان شده است
۲۶کمر خدمت شه بسته ز پل زرین رود
به دل زنده ازان شهره دوران شده است
۲۷سر به سر سجده شکرست ز پل زرین رود
که مقام طرب خسرو ایران شده است
۲۸شاه عباس جوان بخت که از بخت جوان
کیمیای طرب عالم امکان شده است
۲۹روزش از روز دگر خوشتر و نیکوتر باد
که ازو روی زمین یک گل خندان شده است
۳۰