جمع دل در عالم اسباب کردن مشکل است
حفظ خرمن در ره سیلاب کردن مشکل است
۱رخنه ای از هر بن مو هست در ملک بدن
حفظ این منزل ز چندین باب کردن مشکل است
۲می کند کار نمک با دیده ها موی سفید
خواب آسایش درین مهتاب کردن مشکل است
۳چاره سرگشتگی جز لنگر تسلیم نیست
سر برون از عقده گرداب کردن مشکل است
۴حفظ صورت می توان کردن به ظاهر در نماز
روی دل را جانب محراب کردن مشکل است
۵می شود آسان ز یاد تلخی صبح خمار
توبه هر چند از شراب ناب کردن مشکل است
۶چون صف مژگان تواند اشک را مانع شدن؟
خار را سرپنجه با سیلاب کردن مشکل است
۷عارفان را چشمه کوثر نسازد دل خنک
تشنه دیدار را سیراب کردن مشکل است
۸شرم را نتوان ز پاس حسن غافل ساختن
دولت بیدار را در خواب کردن مشکل است
۹مست نتوان کرد زاهد را به صد جام شراب
این زمین خشک را سیراب کردن مشکل است
۱۰خامشی در عالم آب است از مستی حجاب
گرچه تسخیر نفس در آب کردن مشکل است
۱۱سهل باشد ریختن در شوره زار آب حیات
زندگانی صرف خورد و خواب کردن مشکل است
۱۲از معلم می برد آرام صائب طفل شوخ
زندگانی با دل بی تاب کردن مشکل است
۱۳