(عشق عالمسوز را با حسن و ایمان کار نیست
گردن ما در کمند سبحه و زنار نیست)
۱سهل مشمر هیچ کاری را که در ملک وجود
هر چه آسان بشمری بر خویشتن دشوار نیست
۲گردن نظاره کوه طور بیجا می کشد
هر سبک سنگی حریف شعله دیدار نیست
۳پا به دامن کش که در میزان لطف عام او
پای خواب آلود کمتر از دل بیدار نیست
۴حسن معنی هر که دارد مردم چشم من است
چشم من چون خانه آیینه صورتکار نیست
۵ما قماش پاکی طینت تماشا می کنیم
با قبای اطلس و زربفت ما را کار نیست
۶با درشتان تندخویی کن که ناهموار را
همزبانی بهتر از سوهان ناهموار نیست
۷با خیال روی او در پرده شرم و حیا
خلوتی دارم که بوی پیرهن را بار نیست
۸بر سر گفتار صائب خواهد آمد زین غزل
هر که را از نغمه پردازان سر گفتار نیست
۹در حریم پاکبازان بوریا را بار نیست
فقر را با نقشبندان تعلق کار نیست
۱۰