چهره گل چون بناگوش تو شبنم پوش نیست
خط ریحان چون خط سبز تو بازیگوش نیست
۱گرچه در ظاهر بلبل سر گران افتاده است
در بساط گل به جز خمیازه آغوش نیست
۲ابر بی توفیق ما را از شفق پا در حناست
ورنه دریای معانی یک نفس بی جوش نیست
۳پرده غفلت حجاب چشم کافر نعمت است
ورنه هر نیشی که گردون می زند بی نوش نیست
۴از نظربازان برآورد آن خط مشکین غبار
درد این میخانه کم از باده سرجوش نیست
۵هر که از راه مدارا می کند خصمی بلاست
می توان پرهیز کرد از سگ اگر خاموش نیست
۶می دود گر جهان چون بوی یوسف راز عشق
این نوای شوخ در بند لب خاموش نیست
۷نشأه ای داریم صائب از جوانی شوختر
در شراب کهنه ما گر به ظاهر جوش نیست
۸