طاعت ظاهر طریق مردم آزاده نیست
پرده بیگانگی اینجا به جز سجاده نیست
۱در صف مستان که بیرون رفتن از خود طاعت است
بادبان کشتی می کمتر از سجاده نیست
۲از هوا مرغان فارغبال روزی می خورند
در قفس هم رزق ما بی طالعان آماده نیست
۳لغزش مستانه ما عذرها دارد، ولی
عذر ما را کی پذیرد هر که کار افتاده نیست؟
۴نقشبندان معانی را برای مشق فکر
تخته مشقی به از رخساره های ساده نیست
۵راه حرف از خنده گل عندلیبان یافتند
دور باشی حسن را چون جبهه نگشاده نیست
۶بیقراری لازم آغاز عشق افتاده است
جوش خامی در زمان پختگی با باده نیست
۷دعوی آزادگی از سرو، رعنایی بود
سرکشی صائب طریق مردم آزاده نیست
۸