مشکل است از کوی او قطع نظر کردن مرا
ورنه آسان است از دنیا گذر کردن مرا
۱بال من در گرد سر گردیدن گل ریخته است
از مروت نیست زین گلشن به در کردن مرا
۲نیست در کالای من چون آب روشن پشت و روی
چیست یارب مطلب از زیر و زبر کردن مرا؟
۳گرچه از شیشه است نازک تر دل بی صبر من
سینه پیش سنگ می باید سپر کردن مرا
۴پیش گل چاک گریبان باز کردن زود بود
شرم می بایست از مژگان تر کردن مرا
۵در شکرزاری که موران کامرانی می کنند
نیست از انصاف محروم از شکر کردن مرا
۶دل چه باشد تا ز من باید به پنهانی ربود؟
آخر ای بی درد، بایستی خبر کردن مرا
۷با چنین سامان حسن ای غنچه لب انصاف نیست
از برای بوسه ای خون در جگر کردن مرا
۸من که با یاد تو دنیا را فرامش کرده ام
از مروت نیست از خاطر به در کردن مرا
۹در بیابانی که از نقش قدم بیش است چاه
با دو چشم بسته می باید سفر کردن مرا
۱۰از صدف صد پرده صائب کار من نازکترست
آب تلخ و شور می باید گهر کردن مرا
۱۱