غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر کس بیاض گردن او را ندیده است

افسانه ای ز صبح قیامت شنیده است

۱

آفاق محو قد قیامت خرام اوست

این مصرع بلند به عالم دویده است

۲

آب حیات، خشک بود در مذاق او

هر کس به مستی آن لب میگون مکیده است

۳

جز سبز تلخ من که برآورده است خط

تیغ سیاه تاب به جوهر که دیده است

۴

خونی که مشک گشت دلش می شود سیاه

زان سفله کن حذر که به دولت رسیده است

۵

معیار آرمیدگی مجلس است شمع

تا دل بجاست وضع جهان آرمیده است

۶

صائب ز برگریز برد فیض نوبهار

چون غنچه هر که سر به گریبان کشیده است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـیده۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. اوستاست
  3. اواست
  4. خطاست
  5. سیاهاست
  6. شمعاست
  7. نوبهاراست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.