رخسار تو روز سیه ریش ندیده است
زلف سیهت مفلسی دل نکشیده است
۱بر برگ گلت گرد کسادی ننشسته است
دنبال خریدار، نگاهت ندویده است
۲ابروی تو پیوسته به خوبی گذرانده است
چشم تو خمار می گلگون نکشیده است
۳تلخی ندامت نچشیده است دهانت
دندان تأسف لب لعلت نگزیده است
۴معذوری اگر قدر گرفتاری ندانی
پروانه ای از پای چراغت نپریده است
۵حق بر طرف توست در آزردن صائب
سر رشته پیمان تو هرگز نبریده است
۶