غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

منظور من آن موی میان است و میان نیست

رزق من ازان تنگ دهان است و دهان نیست

۱

فریاد که آن دلبر شیرین سخن از شرم

چون غنچه سراپای زبان است و زبان نیست

۲

از بوالعجبیهاست که شیرینی عالم

مستور در آن تنگ دهان است و دهان نیست

۳

این با که توان گفت که سررشته جانها

وابسته به آن موی میان است و میان نیست؟

۴

فریاد که از بی دهنی درد دل ما

وقوف به تقریر زبان است و زبان نیست

۵

نوری که بود روشن ازو دیده عالم

چون مهر جهانتاب عیان است و عیان نیست

۶

آن جام جهانی که جهان در طلب اوست

از دیده ادراک نهان است و نهان نیست

۷

هر چند که با هم نشود سیر و سکون جمع

در صلب گهر، آب روان است و روان نیست

۸

از بی بصری در نظر تنگ خسیسان

یوسف به زر قلب گران است و گران نیست

۹

آن پیر سیه دل که مقید به خضاب است

در چشم خود از جهل جوان است و جوان نیست

۱۰

این طرفه که صائب دل صد پاره ما را

شیرازه ازان موی میان است و میان نیست

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: نیستقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«نیست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. شرمنیست
  3. عالمنیست
  4. جانهانیست
  5. مانیست
  6. عالمنیست
  7. اوستنیست
  8. جمعنیست
  9. خسیساننیست
  10. استنیست
  11. رانیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.