غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۸۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بوی سر زلف تو به شیدایی من نیست

آوازه حسن تو به رسوایی من نیست

۱

هر چند که حسن تو درین شهر غریب است

در عالم انصاف به تنهایی من نیست

۲

در دست فلاخن نکند سنگ اقامت

زلف تو حریف دل هر جایی من نیست

۳

چون کشتی طوفان زده آرام ندارم

هر چند که عاشق به شکیبایی من نیست

۴

در صبح ازل سیر کنم شام ابد را

کوته نظری پرده بینایی من نیست

۵

دستم رود از کار ز دامان تو دیدن

مژگان تو هر چند به گیرایی من نیست

۶

در چشم تو هر چند که چون خواب گرانم

رنگ رخ عاشق به سبکپایی من نیست

۷

ایام خزان گرمتر از فصل بهارم

واسوختگی سرمه گویایی من نیست

۸

دارم خبر از راز شرر در جگر سنگ

زنگار بر آیینه بینایی من نیست

۹

بی پرده تر از راز دل باده کشانم

صائب کسی امروز به رسوایی من نیست

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: من نیستقافیه: ـایی۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نیستنیست
  2. استنیست
  3. اقامتنیست
  4. ندارمنیست
  5. رانیست
  6. دیدننیست
  7. گرانمنیست
  8. بهارمنیست
  9. سنگنیست
  10. کشانمنیست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.