دید تا در آتش تعجیل، نعل لاله را
می کند در هفته ای گل خنده یکساله را
۱هست در سرگشتگی آرامش صاحبدلان
نیست بی گردش وجودی شعله جواله را
۲عاشقان را قرب خوبان برنیارد از خمار
قسمت از مه یک دهن خمیازه باشد هاله را
۳کاهلان را بیشتر باشد خطر از رهروان
می زند از کاروان ها راهزن دنباله را
۴از ضعیفان دلخراشی، شاهد سنگین دلی است
از پرستاران کن ای بیمار، پنهان ناله را
۵شیوه های بی شمار دستگاه حسن او
می زند مهر خموشی بر دهن دلاله را
۶بی جگر با سخت رویان چهره نتواند شدن
لاله و گل چون سپرداری نماید ژاله را؟
۷می شود از خال، حسن لاله رویان بیشتر
داغ زینت می دهد دلهای خوش پرگاله را
۸برنیاید مهر خاموشی به حفظ راز عشق
سد مومین نیست مانع آتش سیاله را
۹دوربین می گیرد از ایام، حیف خویش را
می کند در هفته ای گل خنده یکساله را
۱۰می رسد در پرده رزق تشنگان بسته لب
از تب گرم است سیرابی گل تبخاله را
۱۱فکر صائب گوش ها را می کند تنگ شکر
این گلوسوزی نباشد شکر بنگاله را
۱۲