غباری بجا از زمین مانده است
بخاری ز چرخ برین مانده است
۱ز گل خار مانده است و از می خمار
چه ها از که ها بر زمین مانده است
۲پریده است عقل از سر مردمان
نگین خانه ها بی نگین مانده است
۳به این تنگدستان ز ارباب حال
لباس فراخ آستین مانده است
۴همین ریش و دستار و عرض شکم
بجا از بزرگان دین مانده است
۵ز ازرق لباسان خورشید روی
همین یک سپهر برین مانده است
۶منم صائب امروز بر لوح خاک
اگر یک سخن آفرین مانده است
۷