کی ز سیل گرمرو بر روی صحرا میرود؟
آنچه از مژگان تر بر چهرهٔ ما میرود
۱عشق را در کشور ما آبروی دیگرست
یوسف اینجا بر سر راه زلیخا میرود
۲بر امید وعده شب در میان زلف او
روزگاری شد که روز از کیسه ما میرود
۳رفتی و از بدگمانیهای عشق دوربین
تا تو میآیی به مجلس دل به صد جا میرود
۴بیشتر ارباب دنیا زر به منعم میدهند
آب این بیحاصلان یکسر به دریا میرود
۵سرو مشرب در زمین هند بالا میکشد
آب میآید به این گلزار و صهبا میرود
۶کی نهد صائب قدم بر دیده گریان من؟
آن که از رنگ حنایش خار در پا میرود
۷