ناامیدی بر دهد اشکی که میباریم ما
رزق قانون میشود تخمی که میکاریم ما
۱هر که پا کج میگذارد ما دل خود میخوریم
شیشهٔ ناموس عالم در بغل داریم ما
۲در شکار شوخچشمان دست و پا گم میکنیم
ور نه آهو را به دام خویش میآریم ما
۳در کف عشقیم عاجز، ور نه در میدان رزم
شیرمردان را به مژگان جبهه میخاریم ما
۴نیست صائب قسمت کوتاهبینان هوس
آن چه از چشم سیاهش در نظر داریم ما
۵