یاد ایامی که با هم آشنا بودیم ما
همخیال و همصفیر و همنوا بودیم ما
۱معنی یک بیت بودیم از طریق اتحاد
چون دو مصرع گرچه در ظاهر جدا بودیم ما
۲بود دایم چون زبان خامه حرف ما یکی
گرچه پیش چشم صورتبین دو تا بودیم ما
۳چون دو برگ سبز کز یک دانه سر بیرون کند
یکدل و یکروی در نشو و نما بودیم ما
۴میچرانیدیم چون شبنم ز یک گلزار چشم
از نواسنجان یک بستانسرا بودیم ما
۵بود راه فکر ما در عالم معنی یکی
چون دو دست از آشنایی یکصدا بودیم ما
۶دوری منزل حجاب اتحاد ما نبود
داشتیم از هم خبر در هر کجا بودیم ما
۷اختر ما سعد بود و روزگار ما سعید
از سعادت زیر بال یک هما بودیم ما
۸چارهجویان را نمیدادیم صائب درد سر
دردهای کهنهی هم را دوا بودیم ما
۹