چند قرب یار از غفلت حجاب من شود؟
آب دریا پرده چشم حباب من شود
۱گر نصیب آتشین رویی کباب من شود
گریه خونین زخوشحالی شراب من شود
۲شورش من پرده افلاک را بر هم درید
من نه آن بحرم که این کفها نقاب من شود
۳آن که دارد اعتماد خیرگی بر چشم خویش
سخت می خواهم دچار آفتاب من شود
۴آن گرانخوابم که نتوانم ز جا برخاستن
دامن محشر اگر بالین خواب من شود
۵زور بازوی حوادث در بساط روزگار
آنقدر باشد که صرف پیچ و تاب من شود
۶شور عشق از پرده دل عاقبت بیرون فتاد
این نمک تا چند پنهان در کباب من شود؟
۷بیقراری در فلاخن می گذارد کوه را
کیست طاقت تا حریف اضطراب من شود
۸جلوه شبنم کند در دیده اش طوفان نوح
هر گلستانی که سیراب از سحاب من شود
۹از کباب خامسوز لاله می گیرد دماغ
مغز هر کس تازه از بوی کباب من شود
۱۰من نه آن پروانه ام کز شعله دارم جان دریغ
آتش روی تو می ترسم کباب من شود
۱۱در کتاب هستی من نقطه ای بی سهو نیست
حیف از اوقاتی که صرف انتخاب من شود
۱۲هر دم آبی که موجش از رگ تلخی بود
در بهارستان خرسندی گلاب من شود
۱۳نیست با خورشید نسبت سوز پنهان مرا
موی آتش دیده نبض از اضطراب من شود
۱۴با تهیدستی به سایل تازه رو برمی خورم
تشنه هیهات است نومید از سراب من شود
۱۵برق نتوانست با من گشت صائب همعنان
کیست مجنون تا تواند همرکاب من شود
۱۶