غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۷۰۱ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدل خراب از خندهٔ پنهان آن گل میشودسنگ این مینای خالی پرتو مل میشود۱ساحل دریای آشوب است ترک اختیارموج بر خاشاک از افتادگی پل میشود۲در طریق ما که نعل واژگون خضر ره استبیشتر خون بر سر تیغ تغافل میشود۳سیل را کوتاهی دیوار عاجز میکندسد راه دشمن غالب تحمل میشود۴پاک گردد هر که صائب دامن پاکان گرفتاشک شبنم سرخرو از دامن گل میشود۵