دل عاشق کی از هر نسخه وصف الحال بگشاید؟
مگر گاهی زدیوان قیامت فال بگشاید
۱چنان کز پرتو خورشید انجم محو می گردد
هزاران عقده از یک جام مالامال بگشاید
۲گشایش نیست در طالع گرههای خدایی را
که ده انگشت نتواند زبان لال بگشاید
۳به حرف و صوت نتوان شکر منعم را ادا کردن
دهان کیسه می باید که صاحب مال بگشاید
۴زهستی تا اثر باقی است دل بینا نمی گردد
چو خرمن پاک گردد دیده غربال بگشاید
۵گشایشها بود در انتها از بستگی دل را
گره از رشته تب عقده تبخال بگشاید
۶زشوق رنگ کاهی می کند پرواز چشم من
دل بیدرد اگر از چهره های آل بگشاید
۷سیاهی را دلیل کعبه مقصود می سازد
اگر گاهی نظر عاشق به خط و خال بگشاید
۸سرانجام کج اندیشان به سختی می کشد آخر
که عقرب را گره با سنگ از دنبال بگشاید
۹زجوش گل زمین می بوسد از بیرون در شبنم
مگر در تنگنای بیضه بلبل بال بگشاید
۱۰چو سوزن از گریبان مسیحا سر برون آرد
زپای خویش هر کس رشته آمال بگشاید
۱۱سزاوار خدنگ عشق صائب نیست هر صیدی
کجا تا بال آن مرغ همایون فال بگشاید
۱۲