شکوه اهل دل از خلق نهان می باشد
این عقیقی است که در زیر زبان می باشد
۱صحبت راست روان راست نیاید با چرخ
تیر یک لحظه در آغوش کمان می باشد
۲بی ندامت نبود صحبت بی حاصل خلق
شمع در انجمن انگشت گزان می باشد
۳جگر غنچه ز همصبحتی خار گداخت
غم به دلهای سبکروح گران می باشد
۴عشق هرچند که در نام و نشان ممتازست
طالب مردم بی نام و نشان می باشد
۵حسن را در دم خط ناز و غرور دگرست
خواب در وقت سحرگاه گران می باشد
۶خط برآورد و همان چهره او ساده نماست
در صفا جوهر آیینه نهان می باشد
۷در خموشی نشود جوهر مردم ظاهر
صائب این گنج نهان زیر زبان می باشد
۸