غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۲۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

روشنانی که ز خورشید نظر می گیرند

چشم نظارگیان را به گهر می گیرند

۱

جامه شهپر طاوس در او می پوشند

بیضه زاغ اگر در ته پر می گیرند

۲

نتوانند به صد قرن گرفتن شاهان

کشوری را که به یک آه سحر می گیرند

۳

رهرو عشق به دنبال نبیند چون برق

کاهلان هر نفس از خویش خبر می گیرند

۴

سخن پاک محال است که بر خاک افتد

طوطیان مزد خود آخر ز شکر می گیرند

۵

ای که با سوختگان ذوق تکلم داری

سرمه در راه نفس ریز که در می گیرند

۶

خبر از قافله ریگ روان می گیرند

از من این بیخبرانی که خبر می گیرند

۷

پردلان چشم ندارند که دشمن بینند

نه ز عجزست که بر روی، سپر می گیرند

۸

خجل از آبله های دل خویشم که مدام

ساغری پیش من تشنه جگر می گیرند

۹

خنده با چاشنی عمر نمی گردد جمع

پسته را بی لب خندان به شکر می گیرند

۱۰

عنقریب است نفس سوختگان خط سبز

از لبش داد من تشنه جگر می گیرند

۱۱

صائب این صاف ضمیران چو دهن باز کنند

چون صدف دامنی از در و گهر می گیرند

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می گیرندقافیه: ـر۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گیرندگیرند
  2. پوشندگیرند
  3. شاهانگیرند
  4. برقگیرند
  5. افتدگیرند
  6. داریگیرند
  7. گیرندگیرند
  8. بینندگیرند
  9. مدامگیرند
  10. جمعگیرند
  11. سبزگیرند
  12. کنندگیرند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.