غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خاک شو تا ز بهارت به گل تر گیرند

مرده شو تا به سر دست ترا بر گیرند

۱

با فلک کار ندارند سبک پروازان

بیضه مرغان سرایی به ته پر گیرند

۲

دامن افشان ز فلکها بگذر چون مردان

که زنان دامن خود بر سر مجمر گیرند

۳

مطلب سوختگان آینه روشن سازی است

گر درین خاک سیه جای چو اخگر گیرند

۴

آتشی نیست سزاوار سمندر صفتان

مگر از بال و پرافشانی خود در گیرند

۵

باده و خون جگر هر دو به یک کس ندهند

که به یک دست محال است دو ساغر گیرند

۶

تنگ شد میکده، آن رطل گرانسنگ کجاست؟

که تنک حوصلگان جمله ره در گیرند

۷

غرض این است که تیغ تو ز خون پاک کنند

کشتگان تواگر دامن محشر گیرند

۸

گر درین بحر زنی مهر خموشی بر لب

سینه ات را چو صدف زود به گوهر گیرند

۹

نمک سوده شود دیده بیخواب مرا

همچو بادامم اگر چشم به شکر گیرند

۱۰

عشق چون فاخته بر گردن ما افتاده است

این نه طوقی است که از گردن ما بر گیرند

۱۱

به تمنای تو دست از دو جهان می شویند

تشنگان تو اگر دامن کوثر گیرند

۱۲

نیست ممکن که به کس روی دلی بنمایی

همچو آیینه اگر پشت تو در زر گیرند

۱۳

صائب این آن غزل مولوی روم که گفت

ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گیرندقافیه: ـر۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. گیرندگیرند
  2. پروازانگیرند
  3. مردانگیرند
  4. استگیرند
  5. صفتانگیرند
  6. ندهندگیرند
  7. کجاستگیرند
  8. کنندگیرند
  9. لبگیرند
  10. مراگیرند
  11. استگیرند
  12. شویندگیرند
  13. بنماییگیرند
  14. گفتگیرند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.