غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۷ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

لب یاقوت او تا داد از خط عرض لشکر را

حصاری کرد در گرد یتیمی آب گوهر را

۱

تلاش پختگی کردم ز خامی ها، ندانستم

که در خامی بهار بی خزانی هست عنبر را

۲

تهیدستان قسمت را چه سود از رهبر کامل؟

که خضر از آب حیوان تشنه می آرد سکندر را

۳

گسستم از عزیزان رشته امید، تا دیدم

که سازد تنگ چشمی قیمت افزون عقد گوهر را

۴

ز من با ساده لوحی صلح کن کز پاکبازی ها

ز لوح سینه چون آیینه شستم خط جوهر را

۵

نمی لرزد دلم چون نامه از اندیشه فردا

که من ازخود حسابی دیده ام صد بار محشر را

۶

زمین و آسمان را شکوه ام خونین جگر دارد

ز بدخویی چو طفلان می گزم پستان مادر را

۷

نمی دانم چه خواهد کرد با طوفان این دریا

که در موج نخستین، کشتی ما باخت لنگر را

۸

به گرد خاکساری ده جلا آیینه دل را

که روشنگر به از خاکستر خود نیست اخگر را

۹

یکی باشد غنا و فقر در میزان اهل دل

تفاوت نیست در خشکی و دریا آب گوهر را

۱۰

پی آسایش خود داغ سوزم بر جگر صائب

کز آتش بیش سوزد دوری آتش سمندر را

۱۱

درین میخانه صائب آن حباب تنگ ظرفم من

که صد ره بر سر دریا شکستم بیش ساغر را

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـر۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. ندانستمرا
  3. کاملرا
  4. دیدمرا
  5. هارا
  6. فردارا
  7. داردرا
  8. دریارا
  9. رارا
  10. دلرا
  11. صائبرا
  12. منرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.